Alireza Abiz 
Translator

on Lyrikline: 10 poems translated

from: 波斯文 to: 英文

Original

Translation

معامله

波斯文 | Ali Abdollahi


به هيچ قيمتي نتوانستند
زندگي اش را بخرند
تصميم گرفتند
رايگان
او را به مرگ
بفروشند.

© Ali Abdollahi
from: هی راه می روم در تاریکی
تهران: نشر نارنج, 1376
ISBN: 964-63721-15-5
Audio production: Ali Abdollahi

A business,Price of Life

英文

Price of Life


On no price

Could they buy his life

They decided therefore

To sell him to death

For free

 

Translated by Alireza Abiz

شعرهاي پادگان

波斯文 | Ali Abdollahi

شبهاي بلند
حكايت عشقهاي ممنوعه
شادي هاي خُرد
و برگه هاي مرخصي جعلي

روزها
شستن ماشين فرمانده
تي كشيدن راهروها
و امربريِ افسرها
اكنون زير درختِ زبان گنجشكي
جمع اند
و دور از چشم فرمانده
سيگاري
دست به دست مي چرخد

همچنان كه
دودِ سيگار حلقه مي شود در هوا
با فحش هاي شان
مي توانند
به آزادي پرندگان رشك ببرند

© Ali Abdollahi
Audio production: Ali Abdollahi

From: Garrison Poems

英文

From: Garrison Poems

Long nights
Tales of forbidden love
Small pleasures
And forged permits for leave

Days
Washing the major's car
Mopping the corridors
Running errands for the officers

They lounge under an ash tree
Behind the sergeant's back
a cigarette is passed from hand to hand

As smoke and curses
curl into the air
they envy the freedom of a bird

Alireza Abiz, http://www.poetrytranslation.org/poems/from-garrison-poems

خاطرات انزوا

波斯文 | Ali Abdollahi

كفش  پاي راستم
به مرخصي رفته است.
نه چارپايم حالا
نه دوپا

در تثليث ازلي
«نيچه» مي خوانم
شبها به خوابم مي آيد و مي گويد:

عاقبت سبيل مال ات مي كنم!
روزهاست
تلفن روي پيامگير است
امان از صاحبخانه ی سمج!

با ميله بافتني
پايم را مي خارانم

از راست هيچ خيري نديده ام
چپ هميشه چپ بوده است
خسته ام خسته
در اين تقابل سه تايي:
راست دستي، چپ فكري

هيچ باوري


                                 بهمن 81 ـ تهران

© Ali Abdollahi
from: بادها شناسنامه ی مرا بردند
تهران: نیماژ, 1392
ISBN: 978-600-6801-38-4
Audio production: Ali Abdollahi

Memories of Seclusion

英文

Memories of Seclusion

My right shoe has gone on leave
I'm neither four-footed, nor two

I read Nietzsche in a state of primordial trinity
At night he enters my sleep and says: 
Finally, I get to rub out your moustache!

The phone has gone straight to voicemail for days
Yet again, the bloody landlord!

I scratch my foot with a knitting needle

Nothing good ever came from the right
The left is left
I am weary, so weary,
tired of this tripartate opposition:
right-handedness, left-mindedness, nihilism

Translated by Alireza Abiz

سرباز خسته

波斯文 | ’Aliresâ Âbis

از پشت بسیار تپه ها
زوزه شغالان را می شنوم
و صدای بیهوده سحرگاه را

شیپورها
چونان خروسان ذکام شده
سرفه می کنند
و صبح پادگان
از میان برگ های سوزنی کاج بیرون می زند

سرباز خسته
پوتین هایش را به گردن می اندازد
و در کلاهخودش می شاشد

© Alireza Abiz
Teheran

The Tired Soldier

英文

From behind many a hills
I hear the wail of jackals
And the void music of the dawn

The trumpets
Cough like the gripped cocks
And the garrison morning
Bursts out from amidst the pin leaves of pine

The tired soldier
Puts his boots around his neck
And pisses in his helmet

Translated by Alireza Abiz

رؤیای پلنگ

波斯文 | ’Aliresâ Âbis

خواب دیدم درخت بلوطی را بلعیدهام
وشاخههایش در شکمم رشد میکند
چیزی نمانده از پوست تنم بزند بیرون
کبوتری بر شاخه لانه میسازد
و پلنگی زیر سایهاش چرت میزند

در رؤیای پلنگ
من مادرش هستم
و او را شیر میدهم

میخواهم بیدار شوم
میترسم رؤیای پلنگ را آشفته کنم

© Alireza Abiz
Teheran

Leopard's Dream

英文

I dreamed I have swallowed an oak tree
And its branches grow in my stomach
It is soon to come out of my skin
A pigeon is building a nest on the bough
And a leopard is taking a nap under the shadow
In the leopard’s dream
I am his mother and I am suckling him
I want to wake up
I fear I may disturb the leopard’s dream

Translated by Alireza Abiz

بالغ شدم در سنگر

波斯文 | ’Aliresâ Âbis

بر پا!
بر پا!
ايستادهاي در صف در مسجد پلنگان
و كوله پشتيات پر ميشود از تن ماهي و آجيلهاي اهدايي
و جعبه خشابها كمرت را ميآرايند
بر پا!
و در صفي دراز بالا ميروي از شاهو
و صداي نسيم را ميشنوي در ميان علفها
و رودخانه را كه در پايين دره روان است

كنار آن سنگ بنشين
و بگذار رودخانه از پايين دره عبور كند
مردان با دبههاي سفيد آب ميبرند
تو خستهاي
كنار آن سنگ بنشين
و نوك مگسك روي خال سياه، آتش

علوفة بهاري زير پا له ميشود
قبرها را پوشانده است
و سبيلهاي اكبر كوموله را
گروهان! به پيش!
پوتينها به پاي تو بزرگند
از پيچ اول كه بگذري
درويش فارِس را ميبيني
با برنو بلندش
سيگار ميپيچد
ميترسي
ژ-3 را محكم بچسب
در كيسه خواب پَر
راحت خوابيدهاي و در رؤياي تو از تفنگ و گلوله خبري نيست
جا ماندهاي
از گروهان كه به خط رفته است

مابين بوتههاي گز
با پيت آب داغ
غسل ميكنم غسل جنابت
بر من واجب است قربةالي الله

© Alireza Abiz
Teheran

Puberty in Trench

英文

Stand up!
Stand up!
You’re standing in line in Palangan Mosque
Your knapsack is filled with tuna and gift nuts
And your waist decorated with cartridge boxes
Stand up!
And you climb up Shahoo in a long queue
And hear the breeze amidst the grass
And the river flowing down the valley

Sit beside that rock
And let river pass through the valley
The men take water in white jars
You’re tired
Sit beside that rock
 Sight on the black spot, fire!

The spring grass is crushed under foot
It has covered the graves
And the moustache of Akbar Komole
Company! Ahead!
The boots are oversize for your feet
When you pass the first corner
You’ll see Dervish Faaress
With his long M1
Wrapping a cigarette
You’re frightened
Tight grasp the Klachinkov

In the Israeli sleeping-bag
You’re slept comfortably
And no news of gun and gunshot in your dream
You’re left behind
From the company who has gone to the front line

Among the tamarisk bushes
With a tin of hot water
Ghosl mikonam Ghosle Jenabat
Bar man vajeb ast ghorbatan elal Allah

Translated by Alireza Abiz

پرچم سفيد

波斯文 | Ali Abdollahi

تفنگش را مي شكند
تفنگچيان اش را مرخص مي كند
آخرين دژ را مي گشايد
ـ پرچم سفيد بر آسمان
شبيه تر به كبوتر است!

مي تواني تسخيرش كني؟

© Ali Abdollahi
from: این است که نمی آید
تهران: نشر ثالث, 1381
ISBN: 964-7230-81-8
Audio production: Ali Abdollahi

The White Flag

英文

He breaks his gun
Sends his soldiers home
Opens the last fort

-The white flag on the sky
Looks like a pigeon

Can you conquer it?

Translated by Alireza Abiz

گربه سیاه

波斯文 | ’Aliresâ Âbis

دیر زمانی ست که این گربه سیاه،
در ایوان روبروی اتاقم نشسته
و با چشمهای براقش
ازمیان تاریکی مرا می نگرد

دیر زمانی است که گنجشک نبوده ام،
کبوتر نبوده ام
حتی مرغ خانگی نبوده ام
ولی این گربه سیاه
در ایوان روبروی اتاقم نشسته
و با چشمهای براقش
از میان تاریکی مرا می نگرد

© Alireza Abiz
Teheran

The Black Cat

英文

It is long since this black cat
Is sitting on the veranda facing my room
Looking at me with his shining eyes
Through the dark

It is long since I have not been a sparrow
A pigeon
Even a domestic hen
But this black cat
Is sitting on the veranda facing my room
Looking at me with his shining eyes
Through the dark

Translated by Alireza Abiz

مامور

波斯文 |

مامور از من کارت شناسایی می خواست
و کارتهای من هیچ کدام عکس نداشت
می بایست با زنی که در خیابان می رفت صحبت کنم
زن برزمین افتاد
و به بوته علفی تبدیل شد

هراسان برگشتم
و با مأموری که هنوز
کارت بدون عکس مرا در دست داشت
به خیابان آمدیم

زن با کیفش در دست می گذشت

به او نزدیک شدم و صدایش کردم

برگشت و در هیئت کبوتری بی جان
برکارت شناسایی من فرود آمد

© Alireza Abiz
Teheran

The Agent

英文

The agent asked me for an ID card
None of my cards had a photo on
I should have talked to a woman passing across the road
The woman fell down
And changed into a leaf of grass

I turned back terrified
And entered the road
With the agent who still had my photo-less card in hand
The woman was passing with a bag under her arms

I approached her and called her by name
She turned back and descended on my ID Card
In the shape of a lifeless pigeon

Translated by Alireza Abiz

مكتوب عاشقانه از سيدني

波斯文 | ’Aliresâ Âbis

مكتوب نخست برميآيد از ميان پارههاي شكستة كشتي
و هياهوي مرغان دريايي
در شبي ناآرام
و از ميان بدنهاي برهنه بر شنهاي خنك
Maroubra Beach, Malabar Beach, Bronte Beach
و La Perouse
Does it taste French?
كه بر عرشه ايستاده است
و فرياد ميزند: خشكي! خشكي!
و جهاني ديگر زاده ميشود
و مكتوب نخست شكل ميگيرد
با سنگريزهها و ستارههاي دريايي
و صداي برهنة امواج در شب
و ارواح هراسان ملوانان
كه با هر موج به ساحل كوبيده ميشوند و باز ميگردند
و پرچمهاي سياه با جمجمههاي شكسته بر درياها ميتازند
دزدان يك چشم
در جزاير ناپيدا
گنجهاي جهان را پنهان ميكنند
جزايري تازه شكل ميگيرند
خشكيها زاده ميشوند
و مثل زگيلهايي كوچك
بر تن اقيانوس مينشينند

- يك عدد بليط هفتگي -
و گردشي بر كنارة خليج
از كنار زوجهايي كه از كافهاي به كافة ديگر در حركتاند
و ستون پلها و كنج ديوارها
پردة خوابگاهِشان
و سبزة پاركها
بستر زفافشان است
- با اجازة كاپيتان كوك -
Amigo, Amigo, Amigo
و موج جمعيت با بوي عطر پاريسي
و عرق زناني كه تا سپيدهدم رقصيدهاند
- با اجازة كاپيتان كوك -
و قوطيهاي خالي آبجو كه در آبراههها شناور است

مكتوب نخست پايان ميگيرد
و طعمي گس در دهان ميماند
از شبي نوشخواري در سرگيجة مدام صداها و خندهها
هورا….

_ نگه دار بايد پياده شويم

© Alireza Abiz

Love Epistle from Sydney

英文

The first epistle comes out of the broken parts of the ship
And the tumult of the seagulls
In a turbulent night
From amidst the naked bodies on the cool sands
Maroubra Beach, Malabar Beach, Bronte Beach,
La Perouse (Does it taste French?)
Who is standing on the deck and shouts: Land! Land!
And a new world is born
And the first epistle formed
With gravels and jellyfish
And the bare sound of waves at night
And the terrified souls of the sailors
Beaten on the coast with each wave and repulsed
And the black flags with broken skulls patrol the seas
One-eyed pirates
Hide the world treasures in unknown islands
New islands emerge
Lands are born
And cover the body of ocean
Like small warts

-A weekly ticket-
And a tour round the harbor
Side by side couples moving from one café to another
To whom the bridge pillars and the wall corners are bedroom curtains
And the park grass
Their wedding bed
- With your permission Captain Cook-
Amigo, Amigo, Amigo
And the wave of crowd with the odor of Paris perfume
And the sweat of women who have danced till dawn
- With your permission Captain Cook-
And the empty beer cans floating on the waterways

The first epistle ends
And an astringent taste remains in the mouth
From a night of happy drink in the everlasting vertigo of sounds and laughters
Hurrah!

- Stop, we shall get off

Translated by Alireza Abiz